تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا border=0>
یکپارچگی فلات ایران زمین را می بینم بدان ایمان دارم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

 

 

ای ایران ای مرز پرگهر ( زنده یاد بنان)

ای ایران (نوجوانان زرتشتی. به گویش دری )

پان ایرانیسم ! گه پیروزی ست

از سرودهای رسمی حزب پان ایرانیست (نیایش)

ای مرز پایدار  ای مظهر شرف ( از مارش های رسمی حزب )

پارسیان تا به ابد قهرمان( عصار)

هویت ( عصار)

هویت ۲ ( عصار)

شتربان ( امیر آرام)

یاران ! منشینید خموش ( اقبالی)

وطن (  اقبالی)

وطن من ( شادروان ایرج بسطامی)

میهن (استاد شجریان)

سفر برای وطن ( استاد محمد نوری)

در روح و جان من می مانی ای وطن ( استاد محمد نوری )

دوباره می سازمت وطن... (بیژن بیژنی)

نخستین سرود ملی ایران (ساخته موسيو لومر فرانسوی، ترانه در دوره جديد از بيژن ترقی)

هم پیمان ( شادروان فریدون فرخزاد)

آفتاب ( شادروان فریدون فرخزاد)

ایران ای سرای امید ( استاد شجریان)

همسنگر ۱

همسنگر۲

یار دبستانی ( منصور تهرانی و جمشید جم)

هم وطن

گزیده یی از منشور حقوق بشر کورش

چو ایران نباشد تن من مباد

سرود بابک ( مسعود سپند. با صدای مسعود سپند )

باز هوای وطنم آزروست

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم ( اخوان ثالث. با صدای کورش یغمایی)

خاکم بسر زغصه بسر خاک اگر کنم ...

خاک (زیبا شیرازی)

ایران ( زیبا شیزازی)

ایران ( آرش)

کلیپ ایران زمین ( کانورت شده . با Real player 10.30)

 کلیپ دایه دایه ! وقت جنگه ( ترانه لری Real player 10.30)

ایران مینو سرشت ( شیفته )

خلیج فارس

 

به پذیره ی نوروز و چهارشنبه سوری

 

 

 شبکه پشتیبانی وبلاگ گاهی با اختلال روبرو می شود.در صورت دانلود نشدن آهنگ ها درساعات دیگر امتحان نمایید

شما می توانید با آپلود کردن آهنگ ها و ترانه های میهنی مورد علاقه تان و فرستادن لینک آن ما را در گسترش دادن این قسمت از بلاگ یاری دهید.

پاینده ایران

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

ای وطن ( علیرضا عصار)

تهام . در اعتراض به فیلم ۳۰۰ . آهنگ رپ

بی باک . در اعتراض به فیلم ۳۰۰. آهنگ رپ

وطن من

هویت من. یاس و امین. در اعتراض به فیلم ۳۰۰. آهنگ رپ

دوباره می سازمت وطن

میهن

همسنگر ۲

زن امروز

از زبان پارسی گویم نخست

 

توجه:

 شبکه پشتیبانی وبلاگ گاهی با اختلال روبرو می شود.در صورت دانلود نشدن آهنگ ها درساعات دیگر امتحان نمایید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

من غلام قمرم

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست ...

در این عشق بمیرید

زهی عشق که ما را است

در وصالت چه را بیاموزم؟

برون شو ای غم از سینه

بیایید بیایید که گلزار دمیده است

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من

وه چه بی رنگ و بی نشان که منم

آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن

تنها مرا رها کن

حیلت رها کن عاشقا

چه دانستم که این سودا ...

نگفتمت که مرو آنجا که آشنات منم؟...

دوش چه خورده ای دلا ؟

شد ز غمت خانه سودا دلم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

نشان مخالفت نشان پان ایرانیسم است. زیرا :

ما مخالف هستیم با همه کس و همه چیز که رودروی یگانگی ملت ایران باشد.

ما مخالف هستیم با همه همه سیاستهای استعماری

ما مخالف هستیم با همه اندیشه ها و مکتبهای غیر انسانی جهان وطنی

ما مخالف هستیم با همه با تجزیه و جدایی سرزمین های ایرانی

ما مخالف هستیم با هیات حاکمه ایران که در طول۲۰۰ سال موجبات جدایی سرزمین های ایرانی را فراهم آورده.

 

         ≠

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

I am Dariush, the great king, the king of kings
The king of many countries and many peoples
The king of this expansive land, the son of Wishtasp Achamenia
Persian, the son of a Persian, 'Aryan', from the Aryan race

 

 

The above scripture is one of most valid written evidences of the history of the Aryan race, and as can be seen, Dariush, the Achamenian king, in the 5th century BC, declares himself a Persian and form the Aryan race. Herodotus, the father of history, writes at the same times: "In ancient times, the Greeks called Iranians "Kaffe", but they were renowned as Aryans among themselves and their neighbors". In another part of his book, Herodotus writes that the Medians were known as Aryans during a certain period. So in two of the oldest written human documents, the race of the Iranians have been mentioned as Aryan.


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

                           Atash.gif (21280 Byte)                                                                                                                Atash.gif (21280 Byte)

       

                                                          زیزدان بر او جاودانی دروود

                                                          از او مانده این آریایی سرود

                                                        «  چو ایران  نباشد تن  من مباد

                                                          بدین بوم و بر زنده یک تن مباد»

 

 

 

کنت دوگوبینو:

«ایرانیان تازگی را دوست داشتند و دنبال آن میرفتند.چه در افکار چه در اخلاق چه در آدات»

«به عقیده یمن ایرانیان از نوعی میهن پرستی ی جاودانه برخوردارند.یکدیگر را در داخل کشور دوست دارند.کشور را در وجود خود مجسم می بینند.اما با بی تفاوتی شاهد گذار حکومت های گوناگون از فراز سر خود هستند.بی انکه فریفته ی هیچ یک بشوند.از این نظر به کلی از میهن پرستی ی سیاسی عاری اند.سلطنت ها وفتوحات و تسخیر سرزمین ها به تدریج قدرت خودشان را از دست میدهند. و از بین میبرند بی آنکه به شخصیت ایرانی لطمه زده باشد»

«از روی کمال و صحت میتوان ثابت نمود که این ملت(ایران)دارای همان اسمی است که از قرون بیشمار قبل از آنکه دنیا شروع شود بوده.اسمی که :آیریان یا آریان است.»(تاریخ ایران.گوبینو.ص.۵)

 


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

پاینده ایران

 

کیست ؟کیست که پیمان بسته با خدای خود, با خون خود که مام میهن را تا واپسین دم پاس دارد؟

مرزها را از گزند اهرمنان در امان.همه جا_آنجا که کوههای قفقاز سر بر آسمان کشیده اند.و آنجا که کف های خروشان کرانه ها برهم میلغزند.آنجا که کوهساریان هندوکوش بر دورنمای دره ی سند مینگرند . آنجا که کردان  گرد  تیسفون تاریخی را در بر گرفته اند.

 

کیست ؟کیست که میهن زیبا  و بزرگ خود را همه جا از دشمنان خواهان است؟«...ما».

 

کیست ؟کیست که بر آئین آزادگی  به تاریخ خویش برترین فرهنگ ها را آفریده؟و بر آئین انتقام دشمنان ملت خود را خوار و ناچیز ساخته؟؟

 

کیست امروز از میان دشمنان,اهریمنان, با بانگ انتقام با قلبی پر امید پیش میرود بسوی زندگی سر افراز,بسوی عظمت و سروری؟؟

 

کیست که در انبوه بیگانگان و خائنان,خواب رفتگان فریاد بر میدارد انتقام انتقام انتقام؟؟؟

 

«..ما».

 

 کیست که پاس میدارد خانواده را و آئین خانواده را؟؟آنجا که مهر ورجاوند پایه استوار بنای ملت را ,شالوده ریخته ,آنجا که مهر آدمیا را مردمی و مردانگی آموخته ,آنجا که مهد پاکدمنی و پرورشگاه میهن پرستان است,

 

کیست که آیین خانواده را میستاید؟؟

«...ما»

 

                                                                                 

شادباد !شاد باد! شاد باشید ای شهیدان راه ایران که به قرن ها در دل دشت ها .کوه ها و دریاهای میهن به خون خود کفن پوشیده  و خفته اید. نام شما و یاد شما،افتخار ماست و درس زندگی ما.

 

کیست که برترین آرزوی خود را شهادت در راه ایران میداند؟؟؟

«...ما»

 

دشمن ما به تو آبادانی آموختیم،تو میهن ما را ویران کردی،زیرا ویران کردت خصلت تو و آباد کردن سرشت ما ایرانیان است.اینک آماده گشته ایم به جنگ تو. به راه آزادگی ی خویش ،تا بر آوریم برترین آبادانی ها و فرهنگ ها را.

 

کیست به راهما؟؟به رزم؟؟به راه آزادگی؟؟به راه آبادانی؟؟به راه فرهنگ؟؟

«...ما»

 

ما جنگ را پذیره ایم تا هستی هست، زیرا که به جنگ هستی هست.

کیست که ایمان دارد نه خانواده ،نه زندگی،و نه آزادگی به پاست آنجا که نیست آمادگی برای جنگ؟؟

«...ما».

خدایا فرهنگ ما با نام تو پدید آمد،خانواده های ما تو را ستایش کردند و تو میهن ما را از گزند اهریمنان نگه داشتی.

کیست که پیمان بسته است با خدای خود تا بستاید خانواده را؟؟

«...ما».

جان بازد برای ایران؟؟؟

«..ما»

پاس دارد فرهنگ ایران را؟؟؟؟

«..ما»

 

ایران! ایران! ای کشور آریان ! نامت بجاست و مهرت در دل ما,بد بختر از خائن تو اهریمنی نیست,خوشبخت تر از سرباز تو,شهید تو کیست؟؟!.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

پیامی است به پرچمداران فرهنگ و تمدن دیرین جهان.

 

پیامی است به نیروی روان بخش جهان فردا.

 

به تو ای کسی که خود را ایرانی میدانی ولی ایران را نمی شناسی.به تو که میهن بزرگت به نیرنگ دشمنان تجزیه گشته.

 

به تو ای فرزند رشید میهن که در مرز و بوم دورافتاده ی قفقاز روزهای اسارت را سپری میسازی!و جدا از هم میهنان جور بیگانگان را متحمل میشوی!

 

به تو ای ایرانی که در شهرهای پرافتخار و تاریخی ی میهن ، سمرقند و بخارا،به سر میبری و حلقه ی عبودیت حکومتی ستمگر را بر حلقوم خود استوار می بینی.به تو ای هم میهن که زندان جدایی را به نیرنگ ، وطن تو افغانستان نامیده ند!

 

به تو ای کرد دلیر ای فرزند دلبند میهن که بر پراکندگی برادران خود میان کشورهای پوشالی با حسرت و ندامت می نگری و ایران بزرگ را در خطر تجزیه ی خونین مشاهده میکنی.

 

به توای ایرانی ی جای گرفته در بحرین که سالهاست با عمال تجزیه ی ایران به جنگ پرداخته ای.

 

به تو ای ایرانی که دور از فلات دور از سرزمین جاوید و مقدس میان ملل دیگر ایام تیره و پر اندوهی را سپری می سازی.

 

آری به شما ای ایرانیان ای پرچمداران فرهنگ جاوید جهان!

 

  این پیام بنیاد مکتب پان ایرانیسم است:

 

بر این بنیاد مکتبی ساز گشته که راهنمای نجات ایرانیان از فترت و تجزیه است.این مکتب  ایران را به ایرانی و جهان می شناساند.

 

نهضت ما تنها بیداری از خواب غفلت نیست،بلکه برانگیختن نیروی نجات دهنده یی است که برای ایرانیان بصورت پان ایرانیسم و برای جهانیان بصورت ناسیونالیسم آگاه به جنبش در می آید.این پیام بنیاد استوار زندگی شایسته ملت بزرگ ایران است .بنیاد خانواده ی آینده و جامعه ی آینده.بنیاد زیست سرافراز در ایران.ایران سرفراز فردا.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

ايران‌ و افغانستان‌

 

آقاي‌ مدير محترم‌ انجمن‌ ادبي‌ كابل‌

نامه‌ گرامي‌ و شش‌ شماره‌ از سال‌ دوم‌ مجله‌ نفيس‌ «كابل‌ » را كه‌ ارسال‌ فرموده‌ بوديدرسيد. كمال‌ تشكر را از اين‌ لطف‌ دارم‌. تأسيس‌ انجمن‌ ادبي‌ و طلوع‌ مجله‌ شريفه‌ را كه‌ ناشرافكار آنست‌ صميمانه‌ تبريك‌ گفته‌ دوام‌ و توفيق‌ هر دو را آرزومندم‌. در قبال‌ تقاضائي‌ كه‌فرموده‌ايد شرح‌ ذيل‌ را نوشته‌ تقديم‌ مي‌كنم‌.

* * *

يك‌ روح دردو بدن :‌باور بفرمائيد كه‌ اينجانب‌ افغانستان‌ را تقريباً به‌ اندازه‌ ايران‌ دوست‌ مي‌دارم‌ و معتقدم‌ كه‌ ايراني‌ و افغاني‌ هرچند سياستاً‌ تشكيل‌ دو دولت‌مستقل‌ مي‌دهيم‌ ولي‌ در حقيقت‌ يك‌ ملتيم‌ در قالب‌ دو مملكت‌ و يك‌ روحيم‌ در دو بدن‌.همانطور كه‌ شما در مراسله‌ خود اشاره‌ كرده‌ايد «بالاخص‌ در حالي‌ كه‌ شركت‌ نژاد و زبان‌ وتاريخ‌ ادبي‌ افغانستان‌ و فارس‌ را بهم‌ آميخته‌، امروزه‌ حساسين‌ مملكتين‌ بايد معن ا دست‌بدست‌ هم‌ داده‌ و براي‌ پيش‌ بردن‌ زبان‌ فارسي‌ در ممالك‌ آسياي‌ وسطي‌ سعي‌ ورزند».

شما در ضمن‌ عبارت‌ جامع‌ خود يك‌ نكته‌ را ناگفته‌ گذاشته‌ايد و آن‌ وحدت‌ تاريخ‌سياسي‌ دو كشور است‌ تا پايان‌ شاهنشاهي‌ نادرشاه‌ افشار كه‌ از آن‌ پس‌ رشته‌ وحدت‌ سياسي‌ما به‌ وسيله‌ تشكيل‌ دو دولت‌ مستقل‌ از هم‌ گسيخته‌ شد. من‌ بر خلاف‌ تصور بعضي‌ به‌ اين‌گسيختگي‌ اهميتي‌ نمي‌نهم‌ و اين‌ دو گانگي‌ سياسي‌ را در وحدت‌ حقيقي‌ فيمابين‌ مؤثر نمي‌شمارم‌. زيرا همانطور كه‌ بودن‌ افغانستان‌ و ايران‌ در دو طريقه‌ مذهبي‌ تأثير مخالفي‌ دروحدت‌ نژاد و زبان‌ آن‌ها ندارد همين‌ طور از اينكه‌ داراي‌ دو دولت‌ يعني‌ داراي‌ دو اداره‌مستقل‌ سياسي‌ هستند تغييري‌ در يگانگي‌ آن‌ها از جهات‌ ديگر نمي‌دهد. من‌ اصلا اين‌ مقاله‌را در همين‌ زمينه‌ مي‌نويسم‌ و تقاضا دارم‌ نويسندگان‌ محترم‌ افغانستان‌ هم‌ نظرهاي‌ خود رابنگارند.


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

قلمرو زبان‌ فارسي‌

افغانستان‌ ـ ايران‌ ـ تاجيكستان‌

 

افغانستان‌ برادر عزيز ايران‌ است‌

هر مرد سياسي‌ «ايده‌آل‌ » يا آرزوهائي‌ دارد. يكي‌ از مهمترين‌ آرزوهاي‌ سياسي‌ من‌ هم‌پس‌ از حفظ تماميت‌ ايران‌ مستقل‌ امروز اين‌ است‌ كه‌ در قلمرو زبان‌ فارسي‌ هميشه‌ يگانگي‌و حسن‌ تفاهم‌ حكم‌ فرما باشد. قلمرو زبان‌ فارسي‌ كجاست‌ و خود زبان‌ فارسي‌ چيست‌ كه‌ من‌اين‌ قدر دلباخته‌ اين‌ و پاي‌ بند آنم‌؟...

بيست‌ و چند سال‌ پيش‌ كه‌ با كشتي‌ از اروپا به‌ ايران‌ مي‌آمدم‌ يك‌ نفر تاجيك‌ اهل‌ماوراءالنهر با من‌ هم‌ سفر شد. همين‌ كه‌ لب‌ به‌ سخن‌ گشود و دانستم‌ پارسي‌ گوي‌ است‌ سفردراز دريا را كوتاه‌ گرفتم‌ و حقيقت ا لذتي‌ كه‌ از مصاحبت‌ او بردم‌ فراموش‌ نشدني‌ است‌. مثل‌اين‌ كه‌ در زمان‌ سامانيان‌ مي‌زيستم‌ و با يكي‌ از فرزندان‌ رودكي‌ مكالمه‌ مي‌كردم‌ و اشعار نغزآن‌ شاعر فصيح‌ را با لهجه‌ بخارائي‌ مي‌شنيدم‌ كه‌ مي‌فرمود:


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

History of the Ancient Aryans

 


Iran is the ancient name of Persia, and it is derived from the root "Arya" or Aryan, the Indo-European branch of peoples who settled in that land. The Aryans of ancient Iran were Mazdayasni Zarathushtris, ie. Worshippers of Ahura Mazda (the name of God in Avestan) as revealed by the ancient prophet Zarathushtra, thousands of years before Christ.
However, all the ancient Zoroastrian scriptures speak of an earlier homeland from where our people came, the lost "Airyane Vaejahi" or seedland of the Aryans. From this homeland, the Indo- Europeans or Aryans moved to upper India, Iran, Russia and the nations of Europe such as Greece, Italy, Germany, France, Scandinavia, England, Scotland and Ireland.
Sanskrit, Latin, Avestan are all sister languages, and the present day upper Indian, Persian and European languages are related eg. Baradar in persian = Brata in sanskrit = Brother in english. "Persia" is actually a late European term for the land of "Farsi" language ie. Iran. The Arabic phase in Iran only began 1300 years ago, and we had to escape to India to preserve our Zoroastrian religion


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

What is PanIranism     

                  

                                                

 

Pan-Iranism aims at the reunification of all the Iranic tribes from Anatolia to Pamir to form one land: "Airyanem Vaejah". Greater Iran consists of peoples who share the same culture, linguistics, and origins
Pan-Iranism refers to the right of self-determination guaranteed by United Nations (UNO), of the following territories: From the Mediterranean to the Pontian mountains, over parts of the Caucasus to the territories west and east from the Caspian sea, northerly along the Hindukush to the high mountains of centralasia, southely alongsides the Indus to Arvandrud, westward along the Zagros Mountains to the Mediterranean
Pan-Iranism views the following group of people as inhabitants of „Airyanem Vaejah“ including: Azaris, Baluchs, Gilanis, Yagnobis, Kurds (incl. Goranis, Zazas), Lors (incl. Bakhtiaris), Mazandaranis, Ossetians, Pashtuns, Persians (incl. Iranis, Parsis, Parasikas, Tajiks, Tats, Hazaras), Sistanis, Talyshis, and Wakhish
The goal of Pan-Iranism is the construction of a homogeneously Aryan nationstate which protects the sovereignty of all iranic people.

 

 

 

پان ایرانیسم هماهنگی و یکچارچگی تیره های ایرانی است

برای بر قراری حاکمیت ملی در ایران

 

 

If we look at the old map we shall see how the Iranian Empire swallowed up the Babylonian and Assyrian Empires, and went beyond them. It was the greatest empire the world had ever known, and for two centuries its capital was the capital of the world. Iran is far more than a country: it is a place of splendor, where the gods dwell and the ancient heroes still walk in the land, where the remote past and the immediate present live side by side. The Iranian sky, scintillating with the dust of the vast deserts or washed clean by the heavy rains, makes everything appear brighter than it really is. Outlines are sharper, colors clearer. Glory, splendor . . . these are the words which come most often to one's lips in describing the Iranians.

Robert Payne

        This time, you know that we all can stand together, With the power
         to be powerful, believing we can make it better.

        "The only thing necessary for the triumph of evil is for good men and women do nothing"

 

 

 

                       

                       

 

 

                                  

                                                      

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 «مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌»

 

هنگامي‌ كه‌ علي‌ رضا رييس‌ كشته‌ شد، گسيختگي‌ ژرفي‌ در كار انجمن‌ پديد آمد. عده‌اي‌را دستگير كردند و گروهي‌ نيز مخفي‌ شدند. اما رفته‌ رفته‌ دوستان‌ همديگر را بازيافته‌ و به‌گرد هم‌ آمدند. در آن‌ زمان‌، آنان‌ به‌ اين‌ بحث‌ پرداختند كه‌ آيا اصولا چنين‌ مبارزه‌اي‌مي‌توانست‌ موفق‌ باشد؟ انداختن‌ نارنجكي‌ به‌ اين‌ جا و آن‌ جا، مي‌توانست‌ كارساز باشد؟ آيا بااين‌ نارنجك‌ها مي‌توان‌ هيأت‌ فاسد حاكمه‌ و همه‌ بيگانگان‌ و بيگانه‌پرستان‌ را ساقط كرد؟حتا در صورت‌ موفقيت‌، بعد چه‌ مي‌شود؟ ما چه‌ چيزي‌ را مي‌توانيم‌ جانشين‌ كنيم‌؟ با كدام‌انديشه‌، با كدام‌ جهان‌ بيني‌، با كدام‌ مانيفست‌؟ چگونه‌ مي‌خواهيم‌ كشور را اداره‌ كنيم‌ و براي‌مسايل‌ گوناگون‌ آن‌ چه‌ راه‌ حلي‌ داريم‌؟


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

فرمان تاریخی رئیس که پس از شهادت علیرضا رئیس (به هنگام ساختن بمب دستی برای مجازات خائنان به میهن ) توسط محسن پزشکپور نوشته شد و در آن نخستین بار نام پان ایرانیسم در مفهومی سیاسی برای جنبش جوانان ناسیونالیست که تا آن زمان انجمن نامیده می شد گزینش گردید.

 

شهید علیرضا رئیس .نخستین شهید پان ایرانیست

 

   فرمان رئیس: ما بنیاد گذاران انجمن که نخستین پایه های ایران پرستی را بر روی شانه های خود برپا کردیم،امروز و در این ساعت به خاطر آنکه انجمن مقدس خود را وارد یک راه تغییر ناپذیر و به سوی یک هدف مقدس جاوید رهسپار سازیم و به خاطر آنکه هرگز نگذاریم این شعله های آتش وطن پرستی که امروز از قلوب ما زبانه می کشد خاموش گردد و به خاطر آنکه آرزو و ایده مشترکی را که همگی در قلب داریم تقدیم جامعه ایرانی و مبنای تعلیمات و فلسفه و کلیه عقاید انجمن خویش سازیم،می گوییم «پان ایرانیزم»آن آرزوی مقدس است که بر قلوب جملگی حکومت می کند.

   


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

 

 

مکتب پان ايرانيسم در سال 1326 به رهبری سرور محسن پزشکپور بنيانگذاری گرديد . افراد اين مکتب در سال های 1320 به هنگام ورود نيروهای انگليسی به ايران و در سال های 1324 و 25 به هنگام اشغال آذربايجان توسط ارتش سرخ با تشکيل گروه های ضربت و زير زمينی به مبارزه توأم با خشونت عليه بيگانگان پرداخته بودند . در سال 1330 خورشيدی مکتب پان ايرانيزم به مرحله حزبی گام گذاشت و حزب پان ايرانيست رسماً تشکيل گرديد . اندامان حزب پان ايرانيست تا سال 57 به صورت آشکـار و نهان در صحنـه سياسـی و فرهنگـی ايرانزمين حضور داشتند و چه در مجلس شورای ملـی ( دوره های 22 و 25 ) و چه در کابينه های وقت سرگرم پدافند از منافع ملی و خدمت به ميهن بودند سرور پزشکپور و شهيد محمدرضا عاملی دو تن از انديشمندان و سياستمدارانی هستند که به تحکيم پايه های تئوريک نهضت پرداختند .کادر مرکزی حزب پان ايرانيست پس از سال 1359 به برون مرز انتقال يافت . و ليکن سرور پزشکپور در سال 1370 به دنبال 4 سال درخواست مکرر به ايران بازگشت و حزب فعاليت های خود را از سرگرفت .
در بهمن 1376 کنگره هفتم حزب تشکيل و اداره حزب به يک شورای عالی 7 نفره واگذار گرديد . از فروردين 1377 نشريه داخلـی حزب پان ايرانيست به نام « ضد استعمار » آغاز به انتشار نمود و از شماره 44 به « حاکميت ملت » تغيير نام داد . کادر مرکزی حزب هم اکنون در تهران مستقر است و هفته يي دوبار با حضور سرور پزشکپور ( نخستين پيام آور پان ايرانيزم ) تشکيل جلسه عمومی می دهد که ورود همگان به آن آزاد است . عليرغم سخت گيری ها و بی مهری های حاکميت اندامـان و هواداران حزب در بيشتر شهرهای بزرگ ميهن به کوشندگی های خود ادامه می دهند و پايگاه های اصفهان ، شوش ، اهواز ، شاهين شهر ، تبريز ، بروجرد ، سياهکل ، گرگان ، اروميه و ... کاملاً فعال و کوشا هستند .


+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  |